نمایش پستها با برچسب زندگی سگی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب زندگی سگی. نمایش همه پستها
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۹, پنجشنبه
۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه
۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه
16/11/88
اخ كه دلم يه شكم سير گريه ميخواد
پ.ن:يادم نمياد اين جمله رو كجا شنيدم ولي در هر حال به وضعيت من ميخوره.
پ.ن:20 واحد واسه ترم بهاره زياده به جون خودم.....!
پ.ن:يادم نمياد اين جمله رو كجا شنيدم ولي در هر حال به وضعيت من ميخوره.
پ.ن:20 واحد واسه ترم بهاره زياده به جون خودم.....!
۱۳۸۹ بهمن ۵, سهشنبه
زندگی سگی
کلی از یه جریان نوشتم ولی وقتی میبینم طرف و به خاطر اینکه تو دهه 60 زندانی بود و الان تو تظاهراتا بود اعدام کردن از منی که اون موقع وجود نداشتم و یه وبلاگ فکستنی دارم هم نمیگذرن....................... ولش کن
خوش باشیم با مشروط شدن!
پ.ن:زمین انداخت نصف بیشتر کلاسو!
پ.ن:اخلاق داده 17 معارف داده 13! این یه لکه ننگ تو زندگی من خواهد بود............
پ.ن:یکی میگفت استاد شمارتو دارم ولی غزت نفسم اجازه نمیده بهت زنگ بزنم// ما هم شدیم همین
بعد نوشت:هنوز گیر اینم جون ادمی چقدر بی ارزشه! تو خونه نشستن و نظریه پردازی اسونه ولی وقتی عرزشی هارو میبینی از ادمای بیخیال بدت میاد............
خوش باشیم با مشروط شدن!
پ.ن:زمین انداخت نصف بیشتر کلاسو!
پ.ن:اخلاق داده 17 معارف داده 13! این یه لکه ننگ تو زندگی من خواهد بود............
پ.ن:یکی میگفت استاد شمارتو دارم ولی غزت نفسم اجازه نمیده بهت زنگ بزنم// ما هم شدیم همین
بعد نوشت:هنوز گیر اینم جون ادمی چقدر بی ارزشه! تو خونه نشستن و نظریه پردازی اسونه ولی وقتی عرزشی هارو میبینی از ادمای بیخیال بدت میاد............
۱۳۸۹ بهمن ۳, یکشنبه
مشروطیت
تا حالا اینقدر به نمره عمومیایی مثا اخلاق و اینا احسااس نیاز نکردم!!!!!!!!
پ.ن:میدونم دردی دوا نمیکنن زیاد ولی چه کنیم..............
پ.ن: تو این یه هفته صبح ها ساعت 5 دیگه چشم اینقدر بیداری و بخار! دیده بود میرف واسه خودش تا ساعت 11!
پ.ن: امتحان داشت رفیقم ساعت 8! 7:45 بیدار شدم گفتم بابک گم شو برو سر امتحان!
میگه من که نخوندم حالیمم نیس نمیرم..................... رفتیم کارنامشو دیدیم// با یه قرمز خوشکل که دوست دارم پیش من نیاد این رنگ این ترم نوشته بود: مشروط..................
پ.ن:میدونم دردی دوا نمیکنن زیاد ولی چه کنیم..............
پ.ن: تو این یه هفته صبح ها ساعت 5 دیگه چشم اینقدر بیداری و بخار! دیده بود میرف واسه خودش تا ساعت 11!
پ.ن: امتحان داشت رفیقم ساعت 8! 7:45 بیدار شدم گفتم بابک گم شو برو سر امتحان!
میگه من که نخوندم حالیمم نیس نمیرم..................... رفتیم کارنامشو دیدیم// با یه قرمز خوشکل که دوست دارم پیش من نیاد این رنگ این ترم نوشته بود: مشروط..................
۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه
فروش اقساطی
خدا کنه این یه هفته به خوبی و خوشی تموم شه.................
بعد نوشت: هر وقت خواستم یه چیزیو بندازم به کسی نشد!!!!!
بعد نوشت: هر وقت خواستم یه چیزیو بندازم به کسی نشد!!!!!
۱۳۸۹ آذر ۲۷, شنبه
ا.ن=انگل نمونه
دارم قیافه بابا و میبینم که قیمت ۴۰۰ تومنیو شنیده!
تا حالا هدفمند نمیکردن انگار حالا دارن هدفمند میکننمون!
یادش به خیر تو دبیرستان به یه دبیرمون میگفتیم چرا قیمتا اصلی نمیشه تا پیشرفت کنه کشور!
احمق بودیم// فکر میکردیم برنامه ریزی کردنها ادامه داره.......
پ.ن:یه توجییهی رو یکی از هوادارای ا.ن راجع هدفمندی داشت که میگفت: مثل پرواز یه هواپیما هست که اولش سخته ولی وقتی پرواز کنه همچی خوب میشه
همون موقع بهش گفتم:دوست داری یکی از هموناهایی باشی که زیر چرخای هواپیما له میشن باشی؟
پ.نبیانیه ماه پیش موسوی که راجع اعتراض به همین مساله بود یادتون هست؟
تا حالا هدفمند نمیکردن انگار حالا دارن هدفمند میکننمون!
یادش به خیر تو دبیرستان به یه دبیرمون میگفتیم چرا قیمتا اصلی نمیشه تا پیشرفت کنه کشور!
احمق بودیم// فکر میکردیم برنامه ریزی کردنها ادامه داره.......
پ.ن:یه توجییهی رو یکی از هوادارای ا.ن راجع هدفمندی داشت که میگفت: مثل پرواز یه هواپیما هست که اولش سخته ولی وقتی پرواز کنه همچی خوب میشه
همون موقع بهش گفتم:دوست داری یکی از هموناهایی باشی که زیر چرخای هواپیما له میشن باشی؟
پ.نبیانیه ماه پیش موسوی که راجع اعتراض به همین مساله بود یادتون هست؟
۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه
وضعیت1
صاحب خونه ساعت 2نصفه شب میاد ساعت طلاییشو نشونمون میده!!!
خوب این یعنی چی مرتیکه؟
پ.ن:به جون اغا ما سر صدا نمیکردیما! این همسایه ها بودن...........
خوب این یعنی چی مرتیکه؟
پ.ن:به جون اغا ما سر صدا نمیکردیما! این همسایه ها بودن...........
۱۳۸۹ آبان ۱۲, چهارشنبه
۱۳۸۹ آبان ۵, چهارشنبه
چوب پنبه
من تکلیفم با خودم روشنه ولی دلیل نمیشه چون تا اخرین لحظه احتمالش هست نظرم عوض شه مشکل دارم با تصمیمام!
مغزم خیلی درگیر شده از دیشب نمیدونم چرا// میخوام داد بزنم ولی یه سری کثافت به خاطر مانور خودشون جای دنج کنار دریای منو ریدن.......................
یادمه خیلی چیزا تو ذهنم بود واسه همین صبح ها! که از خونه میومدم بیرن اول میگفتم خدایا یه کاری کن زبونم گیر نکنه مغزم هنگ نکنه صدام نلرزه ولی الان خیلی وقته زندگی خودمو به روزمرگی منتقل کردم که هیچی ازش نمیفهمم//خیلی کارامو فراموش میکنم صدام میلرزه وقتایی که نباید بلرزه// روزا میان و میرن ولی چیزی تغییر نمیکنه...هیچی!
تمرکزم و رو خیلی چیزا از دست دادم.... تمام چیزایی که ارزش بودن واسم انگار بی ارزش شدن انگار خیلی عوض شدم ولی نشدم هنوز همونم ولی ........................
هر وقت حس شوخ بودنم گل میکنه خوابم بهم مبخوره اعصابم داغون میشه!
پ.ن:خدارو شکر هیشکیو ندارم سوال پیچم کنه و بخواد کنتور مراماش واسه منو زیاد کنه
مغزم خیلی درگیر شده از دیشب نمیدونم چرا// میخوام داد بزنم ولی یه سری کثافت به خاطر مانور خودشون جای دنج کنار دریای منو ریدن.......................
یادمه خیلی چیزا تو ذهنم بود واسه همین صبح ها! که از خونه میومدم بیرن اول میگفتم خدایا یه کاری کن زبونم گیر نکنه مغزم هنگ نکنه صدام نلرزه ولی الان خیلی وقته زندگی خودمو به روزمرگی منتقل کردم که هیچی ازش نمیفهمم//خیلی کارامو فراموش میکنم صدام میلرزه وقتایی که نباید بلرزه// روزا میان و میرن ولی چیزی تغییر نمیکنه...هیچی!
تمرکزم و رو خیلی چیزا از دست دادم.... تمام چیزایی که ارزش بودن واسم انگار بی ارزش شدن انگار خیلی عوض شدم ولی نشدم هنوز همونم ولی ........................
هر وقت حس شوخ بودنم گل میکنه خوابم بهم مبخوره اعصابم داغون میشه!
پ.ن:خدارو شکر هیشکیو ندارم سوال پیچم کنه و بخواد کنتور مراماش واسه منو زیاد کنه
۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه
مرگ بر مدرس...
همه جا پاره میکننو میگن سیاست ما عین دیانت ماست دیانت ما عین سیاست ماست
گور به گور شی مدرس که این جمله رو انداختی دهن ادمای دیوس..........................
جدیدا" خودشونم به این جمله میخندن!
۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه
49
ظلم یعنی رتبه2100 بیاری با سهمیه بشی 27, بشینی کنار نفر 3کنکور!
پ.ن:من از طرف اونی که ظلم شده گفتم ولی نوشته ام از طرف اونی که از دسمال یزدی داره هستش
پ.ن:من از طرف اونی که ظلم شده گفتم ولی نوشته ام از طرف اونی که از دسمال یزدی داره هستش
اشتراک در:
پستها (Atom)
