شب انتخابات يه حالت غريب و بي كسي داشتم/ ميگفتم بازم مردم سكوت ميكنن/ امشبم از اون شباس با فرق اينكه فردا از نزديك ميخوام ببينم چه اتفاقي خواهد افتاد.
ج.م 10 اسفند 89
۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه
۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه
ده اسفند
امروز تو فكر صانعي بودم, دمش گرم..........
پ.ن:به دوستم اسمس ميدم بيا بابل بريم خريد!
ميگه: نه! اونجا فروشنده هاش خشنن, مغازه هاشم كوچيكه, بريم همون تهران......
پ.ن:به دوستم اسمس ميدم بيا بابل بريم خريد!
ميگه: نه! اونجا فروشنده هاش خشنن, مغازه هاشم كوچيكه, بريم همون تهران......
۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه
حرکتی که باعنایت اجانب به جایی برسد، به یک بی عنایتی اجانب نیز از هم خواهد گسست
سپاس مرا پذیرا باشید/محمد نوری زاد
من ، محمد نوری زاد، از همه ی آنانی که در این چند وقت گذشته، به یادم بوده اند و با نگرانی، از وضع و حالم خبرمی جسته اند و در غیاب من به خانواده ام سرمی زده اند و غمخواری می کرده اند ، سپاسگزارم .
زندان، برای من، یک نعمت چند جانبه بوده و هست. من در زندان آموخته ام که همه ی اعتبارات دنیاوی و هیاهوهای این زمانی، چه سست و بی بنیان است. آموخته ام که چه زود می شود از آسمان بلند برخورداری، به زمین گرم نداری وبی کسی وفراموشی کوفته شد. بی آن که رعشه ای کوچک در مناسبات هستی که نه، در مناسبات معمول وجاری پیشین آدمی در افتد. باهمه ی رگ وپی ام، باورکرده ودانسته ام که فریبایی دنیا و دارایی ها نابجای آن، ماندگاری چندانی ندارد. و آنانی که با دغلکاری، گنج های غارت خود را در پس دروازه های پشت درپشت آن نهاده اند و برآن قفل های وانشدنی گمارده اند، چه خفتگان غافل و بیهوده کاری هستند .
از همه ی آنانی نیزکه در نبود من، هرچه به دهان خودشان و قلمشان و دوربین شان آمد، از من وخانواده ام گفتند و نوشتند و منتشر کردند، امتنان دارم . آنانی که هم خودشان و هم روزنامه ها و سایت ها و برنامه های تلویزیونی شان، درباره ی من وخانواده ام ناسزا پراکندند و به این اصل اولیه انسانی – ونه مسلمانی – که : یک جانبه برکسی تاختن نشانه ی آشکار ظلم است، پشت کرده ند. من در زندان، چگونه آیا می توانستم پاسخ فلان یاوه گو را، و فلان روزنامه و سایت و برنامه ی تلویزیونی ای را که ابتدایی تری قاموس ادب انسانی را زیر پا نهاده و در غیاب من، به من و خانواده ام آواری از زشتی فرو می ریزد، پاسخ بگویم؟
این را نیزباور دارم که : حادثه های این یک سال وچندماه اخیر، با هر فرازوفرودی که اختیار کرده اند، وبا هر طعمی از تلخی و شیرینی بطئی و آشکاری که به کام مردم ما افشانده اند، حادثه های درون خانواده اند. خودما ، حتما، از حل و فصل آن برخواهیم آمد. مارا نیازی به آن سوی مرزها و مداخله ی دیگران نیست. مارا در این غوغای داخلی، به چونی نگاه وفهم وهمراهی امثال اوباما و صدپشت اروپایی اوکاری نیست. حرکتی که باعنایت اجانب به جایی برسد، به یک بی عنایتی اجانب نیز از هم خواهد گسست.
از هنرمندان و نویسندگانی که با طومارها و نوشته های جانبدارانه ی خود ازمن حقیر، نشان دادند علاوه بر گرایش ها و باورهای دینی، می شود دورسفره ی انسانیت – باهرگرایش و باور- نشست و ازقابلیت های انسانی تناول کرد نیز تشکرمی کنم.
درروزها و ماههای زندان، خدای خوب مرا توفیقی مرحمت فرمود تا بتوانم علاوه بر فکرکردن ونوشتن، به برآوردن آثاری دست ساز نیز موفق شوم. این آثار، هرگزدراندازه ی نیستند که بشود برآنها نام اثرهنری نهاد. با این همه، مجسمه ها و نقاشی ها و کولاژها و فرآورده های حجمی ای که من در زندان ساخته ام، – ویک به یک آنها را به یاری خدا نشان شما خواهم داد- همگی اما برسرایش این سرود زیبا اصرار می ورزند که: می توان از جهنم تلخی های زندان، به بهشتی شورانگیزی ورود کرد و به تلخکامی ها فرصت جولان نداد. بازهم : سپاس. اسفندماه سال هشتاونه.........
من ، محمد نوری زاد، از همه ی آنانی که در این چند وقت گذشته، به یادم بوده اند و با نگرانی، از وضع و حالم خبرمی جسته اند و در غیاب من به خانواده ام سرمی زده اند و غمخواری می کرده اند ، سپاسگزارم .
زندان، برای من، یک نعمت چند جانبه بوده و هست. من در زندان آموخته ام که همه ی اعتبارات دنیاوی و هیاهوهای این زمانی، چه سست و بی بنیان است. آموخته ام که چه زود می شود از آسمان بلند برخورداری، به زمین گرم نداری وبی کسی وفراموشی کوفته شد. بی آن که رعشه ای کوچک در مناسبات هستی که نه، در مناسبات معمول وجاری پیشین آدمی در افتد. باهمه ی رگ وپی ام، باورکرده ودانسته ام که فریبایی دنیا و دارایی ها نابجای آن، ماندگاری چندانی ندارد. و آنانی که با دغلکاری، گنج های غارت خود را در پس دروازه های پشت درپشت آن نهاده اند و برآن قفل های وانشدنی گمارده اند، چه خفتگان غافل و بیهوده کاری هستند .
از همه ی آنانی نیزکه در نبود من، هرچه به دهان خودشان و قلمشان و دوربین شان آمد، از من وخانواده ام گفتند و نوشتند و منتشر کردند، امتنان دارم . آنانی که هم خودشان و هم روزنامه ها و سایت ها و برنامه های تلویزیونی شان، درباره ی من وخانواده ام ناسزا پراکندند و به این اصل اولیه انسانی – ونه مسلمانی – که : یک جانبه برکسی تاختن نشانه ی آشکار ظلم است، پشت کرده ند. من در زندان، چگونه آیا می توانستم پاسخ فلان یاوه گو را، و فلان روزنامه و سایت و برنامه ی تلویزیونی ای را که ابتدایی تری قاموس ادب انسانی را زیر پا نهاده و در غیاب من، به من و خانواده ام آواری از زشتی فرو می ریزد، پاسخ بگویم؟
این را نیزباور دارم که : حادثه های این یک سال وچندماه اخیر، با هر فرازوفرودی که اختیار کرده اند، وبا هر طعمی از تلخی و شیرینی بطئی و آشکاری که به کام مردم ما افشانده اند، حادثه های درون خانواده اند. خودما ، حتما، از حل و فصل آن برخواهیم آمد. مارا نیازی به آن سوی مرزها و مداخله ی دیگران نیست. مارا در این غوغای داخلی، به چونی نگاه وفهم وهمراهی امثال اوباما و صدپشت اروپایی اوکاری نیست. حرکتی که باعنایت اجانب به جایی برسد، به یک بی عنایتی اجانب نیز از هم خواهد گسست.
از هنرمندان و نویسندگانی که با طومارها و نوشته های جانبدارانه ی خود ازمن حقیر، نشان دادند علاوه بر گرایش ها و باورهای دینی، می شود دورسفره ی انسانیت – باهرگرایش و باور- نشست و ازقابلیت های انسانی تناول کرد نیز تشکرمی کنم.
درروزها و ماههای زندان، خدای خوب مرا توفیقی مرحمت فرمود تا بتوانم علاوه بر فکرکردن ونوشتن، به برآوردن آثاری دست ساز نیز موفق شوم. این آثار، هرگزدراندازه ی نیستند که بشود برآنها نام اثرهنری نهاد. با این همه، مجسمه ها و نقاشی ها و کولاژها و فرآورده های حجمی ای که من در زندان ساخته ام، – ویک به یک آنها را به یاری خدا نشان شما خواهم داد- همگی اما برسرایش این سرود زیبا اصرار می ورزند که: می توان از جهنم تلخی های زندان، به بهشتی شورانگیزی ورود کرد و به تلخکامی ها فرصت جولان نداد. بازهم : سپاس. اسفندماه سال هشتاونه.........
پ.ن: سازگارا خوبی؟؟؟
۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه
برنامه ریزی
مشاوران میر و شیخ کار بزرگی رو شروع کردن...........
پ.ن: یه برنامه ریزی از خارج با دید کامل از داخل که من این دید و از مجتبی واحدی سراغ دارم// به قول منتظری عزیز ایشالا خدا به هممون رحم کنه
پ.ن: یه برنامه ریزی از خارج با دید کامل از داخل که من این دید و از مجتبی واحدی سراغ دارم// به قول منتظری عزیز ایشالا خدا به هممون رحم کنه
عرزشیاش چطورن؟
من باب 25 بهمن به یه ارزشی گفتم: من شرمندم که خون به دل رهبز عظیم کردیم//
گفت: شما ها که ضایع شدید رفت
گفتم: بله بله// ارتشی که شما واسه یه جنبش مرده اورده بودید مشخص بود از اعتقاد به حرفای خودتون
بحث ادامه داشت تا رفتیم تو ساید میخواست زیر نویس دانلود کنه!
اسم فیلما * هارولد & کوما* و *د هات چیک* بود!
اینا فقط واسه ما بده ولی واسه اونا تحقیق و تفحص حساب میشه؟
گفت: شما ها که ضایع شدید رفت
گفتم: بله بله// ارتشی که شما واسه یه جنبش مرده اورده بودید مشخص بود از اعتقاد به حرفای خودتون
بحث ادامه داشت تا رفتیم تو ساید میخواست زیر نویس دانلود کنه!
اسم فیلما * هارولد & کوما* و *د هات چیک* بود!
اینا فقط واسه ما بده ولی واسه اونا تحقیق و تفحص حساب میشه؟
۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه
خدا جون بیداری؟
دوست دیگه ای از ما تو 25 بهمن دستگیر شد و من تازه دیروز فهمیدم!
محمد رضا گنجی................
پ.ن: واسه ازادی همه در بند ها دعا کنید
پ.ن: سعی میکنم ادامه بدم این وبلاگ و
پ.ن:این مصلحی باید بعد وزارتش بره بزنه رو دست مستر بین
پ.ن: روز مهندسین مبارک
محمد رضا گنجی................
پ.ن: واسه ازادی همه در بند ها دعا کنید
پ.ن: سعی میکنم ادامه بدم این وبلاگ و
پ.ن:این مصلحی باید بعد وزارتش بره بزنه رو دست مستر بین
پ.ن: روز مهندسین مبارک
۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه
1اسفند
امروز ميام چون هفته پيش هم بودم, فقط شهري كه توش بودم تغيير كرده.
فقط بگم بسيجي نبودم و مخبر هيچ احدي هم نبودم و نيستم.
سبز سبزم ريشه دارم
فقط بگم بسيجي نبودم و مخبر هيچ احدي هم نبودم و نيستم.
سبز سبزم ريشه دارم
1اسفند
امروز ميام چون هفته پيش هم بودم, فقط شهري كه توش بودم تغيير كرده.
فقط بگم بسيجي نبودم و مخبر هيچ احدي هم نبودم و نيستم.
سبز سبزم ريشه دارم
فقط بگم بسيجي نبودم و مخبر هيچ احدي هم نبودم و نيستم.
سبز سبزم ريشه دارم
۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه
۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه
پول
کسی نمیدونه استکبار کجا پول میده؟ واسه 1 اسفند خوردم به پیسی
بعد نوشت: به کلمه خدا روزی رسونه ایمان داشته باشید
بعد نوشت: به کلمه خدا روزی رسونه ایمان داشته باشید
ژانر
بله من نزدیک 1 سالی هست تهران مشغولم
یه چند باری هم درخواست دادم برگردم ولی میدونید چیه؟ دوستان اونجا به من میگن شما خیلی زبان گیرایی دارید
البته امر بر خود ستایی نیستا! اسلام به ما گفته خوبی های خودمونو بازگو کنیم تا پیرفت کنیم
پ.ن:لامصبا خیلی پر رو هستن!
یه چند باری هم درخواست دادم برگردم ولی میدونید چیه؟ دوستان اونجا به من میگن شما خیلی زبان گیرایی دارید
البته امر بر خود ستایی نیستا! اسلام به ما گفته خوبی های خودمونو بازگو کنیم تا پیرفت کنیم
پ.ن:لامصبا خیلی پر رو هستن!
۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه
نزديك است
مجری دیروز امروز فردا: تشكر از كساني در تشيع پيكر شهيدمون صانع ژاله شركت كردن.....
پ.ن: صانع را به مانند كالا مصادره كرديد و خون محمد را گردن ديگران انداختيد ولي بدانيد خون صانع ها و محمد ها گريبانتان را خواهد گرفت
پ.ن: صانع را به مانند كالا مصادره كرديد و خون محمد را گردن ديگران انداختيد ولي بدانيد خون صانع ها و محمد ها گريبانتان را خواهد گرفت
اشتراک در:
پستها (Atom)

