Powered By Blogger
‏نمایش پست‌ها با برچسب بهنود رمضانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بهنود رمضانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۲, دوشنبه

متنی که در چهلمین روز شهادت بهنود رمضانی بر سر مزار وی خونده شد

این متن در اربعین شهادت بهنود بر سر مزار او خوانده شد.....
چه کسی پاسخگوی شته شدن امال و ارزوهای یک خانواده هست؟

آیا این رنج بی پایان را پایانی هست؟!
---------------------------------------------------------------------------
من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
...وندرین ایام زهرم در پیاله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است


این روز ها برایت دل تنگ تر از همیشه ایم و جای خالی اما سبز تو قلبمان را در سینه می فشارد. عطر بنفشه های وحشی همه جا را پر کرده و شکوفه ها روی درختان خودنمایی می کنند،فصل رستاخیز زمین شده اما تو همچنان خفته در خاکی و ما در حسرت نداشتن و نبودن تو می سوزیم.
بهنود جان!
چهل روز گذشت و ما در این چهل روز واژه صبر را به معنی واقعی کلمه در کنار پدر و مادرت درک کردیم، فهمیدیم که چگونه یک پدر، یک مرد اشک هایش را پنهان می کند و فریادهایش را از نامردی دنیا و مردمانش در گلو خفه می کند تا مبادا قلب عزیزانش به درد آید.

 من از شما می پرسم؟
کدام مرحم را برای قلب سوخته یک مادر سراغ دارید؟ مادری که جگر گوشه اش را نه به دست تقدیر و بازی روزگار از دست داده،مادری که دزدان شرف و انسانیت ثمره زندگیش را به یغما براده اند.

کدام مامن و پناهگاه را برای فریاد کردن درد های دل شکسته پدر سراغ دارید،جز خاک پسر!

حال تنهایی برادر کوچک را چه پر میکند،جز اشک های مادر!
آیا این رنج بی پایان را پایانی هست؟!

چطور فراموش کنیم که چه ناجوان مردانه تو را از ما گرفتند و چه ظالمانه تو را کشتند و ما تن کبودت را که خسته از همه ی قساوت ها و خسته از همه ی وحشی گری ها بود به دل خاک سپردیم و تو چه آرام و عاشقانه خاک وطن را در آغوش کشیدی و چه زیبا همه ی ذهن های خفته را بیدار کردی و فریاد شدی در گوش همه ی جهان و جاوید شدی در قلب زمان.

بهنود جان!
تو که روزی با تولدت شدی بهترین نوید برای پدر و مادرت،با تولد دوباره که مرگش خوانیم شدی بهترین نوید برای همه فرزندان ایرن زمین،نوید به اندیشه ای آزاد،نوید به وجدانی بیدار و نوید به آزادی!

وَ مَن یَقتُل مُومِناً مُتَعَمِداً فَجَزاوُهُ جَهَنَّمُ خلِداً فیها و غَضِبَ اللهُ علیه و لَعنَهُ وَ اَعَدَّلَهُ عَذاباً عَظیما
و هرکس مومنی را به عمد بکشد مجازاتش آتش جهنم است که در ان جاوید معذب خواهد بود و خدا بر او خشم می گیرد و لعنتش میکند و عذابی بسیار شدید برایش مهیا میسازد.

سوره نسا-آیه 93

منبع:فیسبوک شهید بهنود رمضانی

۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

مراسم چهلم بهنود رمضانی

  • روز پنج شنبه 1 اردیبهشت پدر بهنود رو اطلاعات قائمشهر احضار کرد و تهدید کرد که نباید حرفی بزنه توی اربعین فرزند شهیدش.......
  • ولی روز مراسم مادر و عمه های بزرگوار بهنود به مانند شیران تمام کارهایی رو انجام دادند که جز انها هیچکس توانش را نداشت
  • در این مراسم دانشجو ها سرود یار دبستانی رو برای یار دبستانی شهیدشان خواندند
  • ممنونیم از همتون که مارو تنها نذاشتید..........
  • به امید روزی که سیاهی بره.................
  • تعدادی از عکس های مراسم رو از فیسبوک شهید بهنود رمضانی توی این پست قرار دادم



مادر بزرگوار بهنود بر کنار مزار پسر ارشدش

پدر و مادر بهنود 


چه کسی جواب این ظلم ها را میدهد؟

بهنود بهنود بود برای همه


.....

تعدای ازهم دانشگاهی ها و هم کلاسی های بهنود بر سر مزار دوستشان

..........


از طرف بچه های میدان 22
محل شهادت بهنود

جمعی از دوستان بهنود

بهنود....

پارسا برادر کوچکتر بهنود خیره به مزار برادرش

........

مزار بهنود

دسته گلی از طرف جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران برای مراسم چهلم بهنود 

جمعی از خانواده های اسیب دیده بعد از انتخابات بر مزار بهنود امدند و شاخه گل های سرخی را برای همدردی به مزار بهنودمان گذاشتند/
پدر و مادر ندا هم امده بودند......
پدر و مادر ندا چند هفته پیش هم پیش بهنود اومده بودن.....
میگفتن: سر مزار ندا نمیذارن بشینیم/ میایم پیش بهنود که کمی اروم بگیریم//
-----------------------------------------------------------------------------
دست همتون و میبوسیم و ممنونیم ازتون که مارو تنها نذاشتید

مادران میفهمند چه میکشه این مادر

پدر استوار بهنود

گل سرخ برادر بر مزار برادر


  • توضیح کامل:جمعه دوم اردیبهشت ما هم مثل خیلی های دیگه رفتیم به قراخیل//
  • توی مسجد امام حسین عمه بزرگوار بهنود متن 30 دقیقه ای رو خوند که مو به تن ادم سیخ میکرد(ویدیو های این متن روی یوتیوب هست/ برای بالاترین هم فرستادیمش)// پیر مرد 70 ساله دلش طاقت نمیاورد.......    بلندگو های خارج مسجد در هنگام سخنرانی بوسیله نیروهای اطلاعات قطع شده بودند// دم در مسجد هم تذکر میدادن کارای سیاسی نکنید تا برا مراسم مشکلی پیش نیاد//
  • سر مزار بهنود سرود یار دبستانی خونده شد.......
  • وقتی مادر بهنود اومد با قاب عکس پسرش هیشکی نمیتونست خودش و نگه داره/ کی میتونه جواب این ظلم و بده؟ هیشکی..............
  • عمه های بزرگوار بهنود با قدرت حرف های خودشون رو زدند.....
  • همونجور که توی فیلم هست یکی از عمه های بهنود یزید زمان رو نفرین میکنه//
  • و عمه بزرگوار دیگه شعری رو میخونند که جز خودش هیچ کس دیگه به این رسایی نمیتونست بخونه//
  • برای خوندن اون شعر جلوی 4تا مامور ایستاد و اخر هم شعری رو که برای برادر زاده رشیدش نوشته بود و خوند..........
  • ------------------------------------------------------------
  • جمعی از خانواده های اسیب دیدگان بعد از انتخابات با شاخه گل های سرخ بر سر مزار اومدند و همدردی کردند//
  • تعدادی هم صبح اومده بودن وقتی هیشکی نبود/ پدر و مادر ندا هم اومده بودند//
  • پدر و مادر و خواهر ندا قبلا" هم سر مزار بهنود اومده بودن و میگفتن: نمیذارن زیاد سر مزار ندا بشینیم, خوش به حالتون که برای پیش بهنود اومدن مشکلی ندارید//
  • ---------------------------------------------------------
  • تعدادی هم از بچه های دانشگاه تهران دسته گلی رو فرستادن و تسلیت گفتن و یک سنتی رو پایه گذاری کردن که خیلی خوبه و ایشالا ادامه پیدا کنه//
  • ----------------------------------------------------------
  • به امید رفتن سیاهی از ایران

  • هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق****ثبت است در جریده عالم دوام ما

۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

چهل روز است بهنودمان را قاصبان ازادی از ما گرفتند......




 بدین وسیله از تمامی دوستان و آشنایان و تمامی کسانی که قلبشان از کشته شدن ظالمانه بهنود بدست مزدوران به درد امده است دعوت میشود با حضورتان بر سر خاک این شهید همراه ما یادش را گرامی داریم......

نشانی: قائمشهر-روستای قراخیل-مسجد امام حسین (ع)

جمعه مورخ 2/2/90 از ساعت 10 تا 14..........


 پ.ن:عکس ها از اعلامیه ای هست که خانواده بهنود تدارک دیدند.

پ.ن: اطلاعات بیشتر به فیسبوک شهید بهنود رمضانی هست.

                          هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق**** مرده انست که نامش به نیکی نبرند

۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه

خانواده بهنود در کنار مزار این شهید


غمی که در چشمان یک مادر هست رو مادران درک میکنند

پ.ن:
مادرم ، به دیدگان منتظرت ، به گونه های ترت، به سوز آهت و به گلگونی جگرت ، تا تقاص نگیریم ، ننشینیم و تا آرامت نکنیم ، آرام نگـیــــــریم.
و تو مادرم برایمان دعا کن ، دعا کن زانوانمان سست نگردد ، دعا کن هراس به دلمان راهی نیابد و یقین بدان خون فرزندت مهدور زمین نمی گردد

۱۳۹۰ فروردین ۹, سه‌شنبه

پدر بهنود رمضانی: پسرم بر اثر سوختگی جان نداد، آثار کوفتگی و شکستگی روی بدنش دیدم

 جرس، مسیح علی نژاد : شب چهارشنبه سوری سال 1389خبری در سایت ها منتشر شد مبنی بر اینکه بهنود رمضانی قراء دانش
جوی ترم دوم دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل توسط چند موتور سوار در تهران کشته شده است. تاکنون خبرهای جسته و گریخته دیگری نیز توسط دوستان این دانشجوی ۱۹ ساله در سایت های خبری و همچنین در صفحه فیسبوک او منتشر شده است که نحوه به قتل رسیدن بهنود رمضانی را گزارش داده اند اما تاکنون مقامات رسمی هیچ واکنشی به این قتل نشان نداده اند. جرس به سراغ خانواده بهنود رمضانی رفته است تا شرح واقعه را از زبان آنها بشنود. 

پدر بهنود رمضانی که خود سابقه ۲۵ سال کار در کادر آزمایشگاهی را دارد شرحی از آخرین مشاهدات خود در بیمارستان و مشاهده آثار ضرب و شتم بر پیکر فرزندش می دهد اما در عین حال تاکید می کند: من همه چیز را به وجدان بیدار جامعه وا می گذارم و درود می فرستم بر شرف کادر پزشکی قانونی که واقعیت را انکار نکرده اند و در گزارش خود بر خلاف نظر برخی ها که اعلام کرده بودند در اثر سوختگی و انفجار نارنجک بوده است اتکا نکرده و "مرگ بر اثر ضربات متعدد شی سخت به سر" را نیز قید کرده اند. وی در مورد پیگری قضایی این پرونده می گوید: واقعا نمی دانم چه باید بکنم. هیچ وقت دنبال حاشیه نبوده ام. ما داشتیم زندگی مان را می کردیم و الان هم واقعا نمی دانم چه باید بکنم آیا پیگیری ها نتیجه ای خواهد داشت یا نه. این چیزها که برای ما فرزند نمی شود..پیکر این دانشجو بعد از دو روز به خانواده اش داده شد تا او را خارج از تهران و در محل سکونتش به خاک بسپارند. دوستان او در سایت های خبری گزارش داده اند که نیروهای امنیتی با پاره کردن تصاویر این دانشجو اجازه ی برگزاری هیچگونه مراسمی در شهر تهران را نداده بودند و درنهایت پیکر این دانشجوی متولد 1371 در روز جمعه 27 اسفند در زادگاهش در روستای قراخیل از توابع شهرستان قائم شهر دفن شد.
متن گفتگوی کوتاه جرس با جعفر قلی رمضانی پدر بهنود رمضانی و ابهامات موجود در نحوه کشته شدن این دانشجو در پی می آید:

آقای رمضانی، اخبار متفاوتی در مورد نحوه کشته شدن فرزند شما در سایت های خبری منتشر شده است، شما خودتان چه نظری دارید و اولین بار ازکجا و چگونه در جریان این حادثه قرار گرفتید؟
من شب حادثه با پسرم تلفنی صحبت کرده بودم و چون می دانستم فضا کمی نا امن شده بود، از او خواستم که به خانه برگردد، او هم قول داده بود که نیم ساعت بعد به خانه برگردد. اما تنها یک ربع بعد تلفنی به من شد که باید به بیمارستان می رفتم. وارد بیمارستان که شدم با جنازه ی پسرم روبرو شدم. انگار آسمان روی سرم خراب شده بود همانجا زدم بر سر خودم و....

پرسنل پزشکی بیمارستان در همان لحظه به شما علت مرگ را چه گفتند؟
آنجا به من گفتند حادثه ای که رخ داده است بر اثر انفجار نارنجک و سوختگی بوده است . من به آنها گفتم من همکار آزمایشگاهی شما هستم. ۲۵ سال سابقه دارم مگر می شود بر اثر سوختگی باشد. کسی که دچار سانحه سوختگی شود دچار چنین وضعیتی نمی شود. آثار کوفتگی و شکستگی دست و پا روی بدنش را دیدم. سرش را که دیدم خیلی ناراحت شدم، همانجا با پزشکان گفتم این چه وضعی است، چرا می گویید سوختگی. مگر می شود... خیلی ها که دچار سوختگی می شوند حتی فرصت پیدا می کنند که از شهرستان به تهران منتقل می کنند. مواردی که دچار سوختگی می شود، بعدا از چند سال جراحی پلاستیکی به زندگی بر می گردند اما پسرم تمام کرد، این چه حرفی است... ولی بر خلاف این نظرهای اولیه بعد خود پزشکی قانونی گواهی کرد مرگ بر اثر صدمات متعدد جسم سخت به سر پسرم بوده و من واقعا درود می فرستم به شرف آن پزشکان که تشخیص دادند و واقعیت را انکار نکردند. .

آیا بعد از گزارش پزشکی قانونی از مسوولان کسی با شما تماس گرفته است برای دلجویی ای پیگیری قضایی؟
بله کسانی با ما تماس گرفته اند. ما فعلا برای مراسم به شهرستان آمده ایم باید برگردیم تهران ببینم چکار باید بکنیم. خود کلانتری ۱۴۷ به ما هم زنگ زده اند و گفته اند که بیایید پرونده را پیگیری کنید. یعنی کلانتری خودش گزارش قتل تهیه کرده است. توکل بر خدا نمی دانم پیگری کنم یا نکنم، نمی دانم چه می شود. کسانی که در بیمارستان بودند، همه اهالی محل بودند و در محل حادثه حاضر بودند واقعیت ها را گفتند. من واقعا نمی دانم چه باید کرد، پیگیری بکنیم یا نه. دعا می کنم برای هیچ کسی این مشکل پیش نیاید.

کسانی که فرزند شما را به بیمارستان منتقل کرده اند مشخصا در مورد حادثه به شما چه می گفتند ؟
آنها هم در بیمارستان خیلی متاثر بودند و می گفتند در محل حادثه موتورسواران زیادی بودند که به پسرم هجوم آوردند ابتدا با شوک وارد کردن به پسرم او را به زمین انداختند و بعد ریختند بر سرش و او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و فرار کردند. می گفتند حتی یک موتور در محل حادثه جا ماند، همان زمان مردم هجوم آوردند که این افرادی که حمله کرده بودند را بگیرند ولی یک خودروی سمند آمد و همه آنها را سوار کرد و از محل دور کرد، مردم شماره خودرو را هم گرفتند و تا رسیدند سر بچه ام که او را به بیمارستان منتقل کنند، دیدند که او همانجا تمام کرده. این واقعیتی است که خود مردم آن منطقه می گویند. حتی پزشکانی که در بیمارستان می گفتند پسرم بر اثر سوختگی جان داد هم خودشان همه آثار ضرب و شتم و آثار کبودی که مردم می گفتند را دیدند. من خودم برای اولین بار که جنازه را دیدم حتی یک آثار زخم هم روی بدن پسرم نبود، آثار شکستگی و کوفتگی را دیدم. خدایا خودت شاهدی، خونی که به ناحق به زمین ریخته شد....

وضعیت خانواده و مادر بهنود چگونه است؟
خدا انشالله به ما صبر بدهد. ما دنبال حاشیه نبودیم و نیستیم. ما داشتیم زندگی مان را می کردیم ولی الان زندگی ما داغون شده است. من سپردم به خدا. مادرش بدتر از من تحملش را از دست داده است. نمی دانم چطور زندگی کنیم. من نتوانستم مادرش را آرام کنم. نمی دانم اصلا مادرش تحمل دارد که ما به تهران برگردیم و خانه ی خالی را ببینیم. چطور می توانیم بپذیریم که پسر جوانم دیگر نیست. گاهی می گویم کاش پسرم دستگیر می شد. مگر آقای احمدی مقدم رییس نیروی انتظامی نگفته بود که ما در این ایام( چهارشنبه سوری) افراد را دستگیر می کنیم و در حبس نگه می داریم. اگر پسر من هم کاری کرد ای کاش دستگیرش می کردند... من گله ام این است که پسر من مگر چه کار کرده بود، اگر جرمی مرتکب شده بود، کاش محاکمه اش می کردند ولی الان زنده بود.... نمی دانم پیگیری کنم به چه نتیجه ای خواهم رسید . پسرم که زنده نمی شود، این چیزها ( پیگیری ها) که برای ما فرزند نمی شود . من همه چیز را به وجدان بیدار جامعه وا می گذارم و اگر هر کسی بویی از انسانیت برده باشد، این واقعه را بشنود متاثر و متاسف می شود....


 پ.ن:فیسبوک شهید بهنود رمضانی


  پ.ن:هیچ وقت سکوت نمیکنیم

۱۳۹۰ فروردین ۷, یکشنبه

عکس هایی از بهنود رمضانی

بهنود رمضانی دانشجوی ترم دوم رشته میکانیک دانشگاه نوشیروانی بابل که در 24 اسفند 89 در شب چهار شنبه سوری در تهران و میدان 22 نارمک به دست بسیجی ها کشته شد.....

شرح ماجرا از زبان یکی از دوستان بهنود

خبرهای موثق راجع به بهنود رو ازصفحه فیسبوک شهید بهنود رمضانی  بگیرید
حکومت اعلام کرده بود کشته شدن بهنود رمضانی به علت انفجار بمب دست ساز در جیب وی پارگی طحال را سبب شده بود ولی طبق گزارش پزشکی قانونی  علت فوت صدمات متعدد ناشی از جسم سخت اعلام کرد....
عکس هایی که منتشر میشه نشان از ضرب و شتم شدید بهنود توسط مزدوران هست :







                                  
                                      لطفا" اطلاع رسانی کنید

۱۳۹۰ فروردین ۱, دوشنبه

بهنود رمضانی3



متاسفانه در برخی خبرگزاری ها تاکید بیشتر بر روی گفته های شاهد عینی مبنی بر اینکه بمب های دست ساز منفجر شدن و بدن بهنود تکه تکه شد میکنند....
دلیل اصلی کشته شدن بهنود صدمات ناشی از جسم سخت بر سر بهنود توسط مزدوران بود نه پارگی طحال....
حکومت میخواد کشته شدن بهنود رو یک حادثه نشون بده و مزدوران خودش رو پاک منزه // لطفا" با اطلاع رسانی دقیق نذاریم اینگونه خبر های غیر واقعی گسترش پیدا کنه.....
پ.ن: دست تمام کسانی که تو این راه دارن به ما کمک میکنن را میفشاریم و خواهش میکنیم در ادامه این راه به ما کمک کنند//
خبرهای موثق رو از صفحه فیسبوک *شهید بهنود رمضانی* دنبال کنید

۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه

برای بهنود

من از همه بازدید کننده ها تمنا میکنم اطلاع رسانی کنید.

نذاریم دروغگو خواب خوش ببینه

بهنود رمضانی2

عکس جواز دفن بهنود رمضانی



علت فوت: صدمات ناشی از اصابت جسم سخت

علت فوق دلیل کشته شدن بهنود بود نه اونجوری که سردار رادان گفته بود انفجار نارنجک...........

صفحه فیس بوک شهید بهنود رمضانی این عکس ها رو منتشر کرده/ از این صفحه حمایت کنید و نگذارید جنایت را باز انکار کنن

مزدوران به شرطی جسد بهنود را تحویل دادند که هرگونه شکایت پس گرفته شود و در خارج ار تهران بهنود دفن شود

                     
                         مزار شهید بهنود رمضانی در امام زاده طاهر روستای قراخیل


                               جواب این مادر داغدار را چه کسی میدهد؟ به کدامین گناه؟


                                                                  بای ذنب قتلت؟

پ.ن: لطفا" اطلاع رسانی کنید......  

 سکوت=رضایت

۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

بهنود رمضانی

پنچ شنبه طرفای ساعت 8 بهنود و رسوندن به روستای قراخیل از توابع قائمشهر..........
خون گریه میکردن همه/ خون
رفیقای بهنود هم تو اتاق بودن. پدرش داشت دیوانه میشد/ دسته گل بزرگ کرده بود الان داشت واسش مجلس ختم میگرفت/
 ماجرا: چهاشنبه سوری اینا داشتن بمب دستیارو میترکوندن تو میدون 22//
 اینا شروع کردن به زدن بمبا و طرفای خونه یکی از دوستاشون بودن// یه اکیپ ضد شورش* داشت از خیابون پایینی رد میشد اینا بمب طرف اونا پرتاب کردن........
ضدشورشا 2قسمت شدن یه سری اومدن دنبال اینا// تو این لحظه 3نفر بودن/ یکی شون وقتی مامورا نزدیک شدن فرار تونس بکنه/ یکیشون حالش خیلی بد بود که حتی یادش نمیومد و داشت از بقیه بچه ها میپرسید/
یکی هم بهنود// اونی که فرار کرده بود تعریف میکرد: من دوییدم خیلی بعد دیدم مامور دیگه دنبالم نمیکنه/ داشتم دوباره بر میگشتم دم خونه .... یهو دیدم همسایه ... داد زده: بهنود و کشتن / بهنود و کشتن...................
بعد بهنود و رسوندن بیمارستان که بعد از چند دقیقه بهنود تموم کرده بود.

بهنود و قرار بود ساعت 10:30 صبح از پزشکی قانونی مرخص کنن و این کارو نکردن تا ساعت 12:15/ تا زمانی که پدر بهنود بره و شکایتش رو از بسیجیایی که بهنود و کشته بودن پس بگیره!!!!!
علت مرگ بهنود هم اونجوری که ج.ا ادعا کرد نیست/ اینقدر زدن بهنود رو که کشته شد و دلیل اصلی که با گزارش مشروحش منتشر میشه و بمب تو جیب کار خاصی نکرده بود جز اینکه بدن بهنود و سیاه کنه و... نه اینکه عامل اصلی مرگ بشه/ 
اینو با مدرکی که هست میشه ثابت کرد/ هم علت مرگ هم بسیجیایی که بهنود و کشتن// مردم منتظر باشن...........
صبح ساعت هشت (بر خلاف اون چیزی که دیشب به ما گفته بودن) مراسم شروع شد/ پدرش داشت اتیش میگرفت/ دیشبش به ما گفته بود گوشتون به من باشه فردا..........
صبح یکی از دوستای خانوادگی جای پدر بهنود صحبت کرد که استاد دانشگاه بهشتی هست(پدر بهنود هم استاد دانشگاه بهشتی هست)/ اول حرفاش هم واسه محکمکاری گفت که این یک بیانیه سیاسی نیس...... (پدر بهنود سیاسی هست)
پدرش و بردم طرف ذیگه امامزاده طاهر و چند نفر دورش و گرفتن و باهاش گریه میکردن.......
همه داشتن میگفتن: جعفر صبر داشته باش/ صبر داشته باش//
حتی یه سری با تمام کسایی که رفته بودن رفت به سمت خونه ولی برگشت و اومد سر خاک گفت: خدایا باز هم صبر میکنم/ بازهم صبر..............
مادر بهنود وقتی بهنود و دید که گذاشتن تو قبر فریاد زد: بای ذنب قتلت؟ بای ذنب قتلت؟ به کدامین گناه کشته شد؟

مادر سهراب میفهمه خوب این یه تیکه رو/ تمام مادرا میفهمن..............

یه مرد مسنی سر خاک اومد وقتی فقط رفیقای بهنود بودن اونجا/ با صدای بلند میگفت: تبر استبداد سرو ما رو انداخت ولی جنگل هنوز ایستاده و تو از جنگل هستی بهنود// تو هیچ وقت از یاد نمیری..........................
پ.ن: بچه های میدون 22 نذارن کسی بنرای بهنود و پاره کنه...........
پ.ن*: ضد شورش و بسیج با هم بودن/  با موتور هم بودن پیاده هم بودن
پ.ن: مراسم هفت بهنود یکشنبه برگذار میشه و همینطور قرار مراسم چهلم بهنود تو نوشیروانی برگذار شه/ اطلاع رسانی چهلم به موقعش انجام میگیره

                                                                          بای ذنب قتلت؟